#الهه_شرقی_پارت_313

رابين نگاهي به كيميا كرد و گفت:

- مثل اين كه اين پاسكاري از هر كجا شروع شده به همون جا بر مي گرده. اينطور نيست؟

كيميا لبخندي زد و پاسخ داد:

- خيلي خب فكر كنم بهترين كار اينه كه شما بگيد به هر حال شما اينجا آشناتر از بقيه هستيد پس مي تونيد راحت بگيد كه ما كجا مي تونيم براي ديدن جشن بريم.

رابين لبخندي زد و پاسخ داد:

- ببينيد بهترين قسمت جشنن سال نو كنار برج ايفل برقرار مي شه. پس بهتره اگر شماها موافق باشيد همه با هم بريم اونجا.

كيميا با سر اعلام رضايت كرد و ظاهراً همين براي رابين كافي بود چون بلافاصله گفت:


romangram.com | @romangram_com