#الهه_شرقی_پارت_311
تنها صدايي كه داخل ماشين مي پيچيد صداي گفتگوي لاينقطع الين و ديويد بود. الين پشت سر هم با ديويد صحبت مي كرد و جالب آن كه رابين گويا در خواب باشد هيچ دخالتي در صحبتهاي آنها نمي كرد. حتي زماني كه كيميا نيز در حال صحبت بود. بالاخره كيميا رابين را مستقيماً مخاطب خود قرار داد و گفت:
- ما كجا داريم مي ريم؟
رابين از داخل آينه نگاهي به او كرد و پاسخ داد:
- هر جا شما بفرمائيد خانم.
كيميا نگاهي به الين و ديويد كرد و پرسيد:
- نگفتيد كجا بايد بريم.
الين خنده اي كرد و گفت:
romangram.com | @romangram_com