#الهه_شرقی_پارت_292
- خب فعلاً كه نكردي.
كيميا چيني به پيشاني نشاند و پاسخ داد:
- خيلي دوست داشتي اين اتفاقق بيفته؟
الين باز صميمانه خنديد و كيميا را وادار به خنده كرد. بعد با عصبانيتي ساختگي رو به كيميا كرد و گفت:
- تو ديوونه شدي دختر، الان همه مردم پاريس از همه جاي دنيا براي تماشاي جشن سال نو به پاريس اومدند، اونوقت تو كه يه دانشجوي پاريسي هستي توي اتاق نشستي و از پنجره به آسمون زل زدي؟
كيميا سكوت كرد. الين با عصبانيت دوباره گفت:
- جواب منو بده. چرا نمياي بيرون؟
romangram.com | @romangram_com