#الهه_شرقی_پارت_266

- امتحانش ضرر نداره.



كيميا پاسخي نداد اما هيچ حركتي هم براي برداشتن گيلاس نكرد. باز همان سكوت آزار دهنده و كشدار. كيميا خميازه ي بلندي كشيد و چشمانش را چند بار باز و بسته كرد. رابين براي اولين بار نگاهي مهربان به چهره ي كيميا كرد و گفت:

- خوابت مياد؟

كيميا آرام سر تكان داد.

- مجبور نيستي شبها انقدر درس بخووني. تو به هر حال با بهترين درجه مدرك مي گيري.




romangram.com | @romangram_com