#الهه_شرقی_پارت_141

- باشه، ولي هر وقت چاي خواستي منو صدا كن.

- خودم ميام پايين مي ريزم.

- باشه عزيزم. فقط يادت باشه زود بخواب، چون قيافه ات نشون مي ده كه خيلي خسته اي.

كيميا با حركت سر تأييد كرد، مادر جلوي در كه رسيد، باز ايستاد و گفت:

- يادت نره كه به مادر قول دادي.

- حتماً خيالتون راحت باشه.

مادر باز مردد ايستاده بود و كيميا حدس زد كه در گفتن جمله اي دچار ترديد است، بنابراين گفت:


romangram.com | @romangram_com