#الهه_شرقی_پارت_131
رابين كه حالا صدايش به نحو عجيبي غمگين و گرفته به نظر مي رسيد، پاسخ داد:
- توقع داشتم توي اين چند روز براي يك بار هم كه شده بهم سري بزني.
كيميا لبخندي زد و با لحن مأيوس كننده اي پاسخ داد:
- چرا بايد اين كار رو مي كردم؟
- اگه همكلاسي و دوست نيستيم، به گمونم به نوعي فاميل هستيم.
كيميا با حالت خاصي گفت:
- فاميل؟! مسخره است.
romangram.com | @romangram_com