#الهه_شرقی_پارت_100
- بله آقا. فقط همين.
و رابين كه چهره درهم كيميا را ديد، بيش از اين اصرار نكرد و سفارش همه را براي گارسون تكرار كرد و در اين ميان خودش را بيش از همه تحويل گرفت. كيميا كه با تعجب به بطريهاي روي ميزش نگاه مي كرد، بي اختيار پرسيد:
- همه اينا رو مي خواي بخوري؟
الين و ديويد كه باز هم با مشكل عدم فهم زبان فارسي مواجه بودند، با تعجب به كيميا نگاه كردند. رابين خيلي سريع سؤال كيميا را به انگليسي ترجمه كرد. ديويد نگاهي به كيميا كرد و با خنده گفت:
- كجاش رو ديدي كيميا؟ اين آقا عادت نداره كوچكترين رحمي به خودش بكنه.
كيميا سري تكان داد و گفت:
- خودش كه مهم نيست، ولي كي بايد ما رو برسونه؟
romangram.com | @romangram_com