#احساس_من_پارت_154


بقیه راه به سکوت گذشت بالاخره بعد از چند ساعت رسیدیم به ویلا .

***

-صبح به خیر خانم ورزشکار .

تینا : صبح تو هم به خیر.

- همیشه ورزش می کنی ؟

تینا: آره توصیه دکتره. هم واسه بچه ها خوبه هم واسه خودم .

-حالا کی به دنیا میان ؟

- دقیقا 1 ماه دیگه .

-انشالا...

- راستی دیشب با سامی دعواتون شده بود ؟

- چطور مگه ؟

- آخه آرسان نیمه های شب اومده بود پایین آب بخوره دیده بوده رو کاناپه خوابیده.

مونده بودم چی جوابشو بدم برای همین به دروغ گفتم :

- نه دعوامون که نشده بود فقط یه خورده بحثمون شده بود.

- خب اینا که شیرینی دوران نامزدیه . راستی یه سوال ببینم شما عقد کردید ؟

- نه ،چطور ؟

شانه ای بالا انداخت:


romangram.com | @romangram_com