#احساس_من_پارت_152
- بابا به خدا به جون حاجی، به جون ساراجون غلط کردم .ببخشید دیگه .
- واقعا که فقط به تو یکی اعتماد داشتم که تو هم...
- ببین دیگه داره بهم برمی خوره ها ، مگه من تا الان خطایی ازم سر زده که تو اینطوری می کنی. اینم فقط یه پیشنهاد بود که تو هم جواب دادی تموم شد رفت .
- ببین اگه فقط یه بار دیگه، یه بار دیگه اون پیشنهاد مسخرتو تکرارکردی من می دونم و تو .
- ای بابا مگه من دیگه جراتشو دارم . حالا هم ببخشید دلخور نباش دیگه.
سکوت کردم هنوز از دستش عصبانی بودم .
- ببخش دیگه ...
باز هم سکوت کردم راهنما زد و ماشینو گوشه ی جاده متوقف کرد .
- چرا وایسادی ؟
- تا منو نبخشی این ماشین از اینجا جم نمی خوره .
- بخشیدم
نه اینطوری فایده ای نداره باید از ته ته دلت بگی .
- دیوونه شدی؟
- فکر کن ،آره .
- گفتم که بخشیدم .
- پس یه لبخند بزن تا راه بیفتم .
خندیدم :
romangram.com | @romangram_com