#احساس_من_پارت_151

- آخه، اصلا هیچی ولش کن .

- چرا حرفتو کامل نمی زنی ؟

- مهم نیست، ولش کن .

- اگه نمی خوای حرفی بزنی اصلا از اول شروعش نکن .

- می خوام بگم ولی می ترسم از واکنش تو .

- نترس، قول میدم عصبانی نشم. حالا بگو دیگه مُردم از فضولی .

- خب، ببین می شه ازت خواهش کنم تو این یه هفته ... چطوری بگم ... ببین غزاله با من ازدواج می کنی؟

تو بهت فرو رفتم با صدای خفه ای گفتم :

-چی؟

- می خوام دربارم فکر کنی ،اگه اصرار داشتم بهم محرم بشیم به خاطر این بود که بهم نزدیک تر بشیم تا بتونی راحت تر تصمیم بگیری.

با عصبانیت گفتم :

-من به تو اعتماد کرده بودم سامیار !

- خواهش می کنم عصبانی نشو این فقط یه پیشنهاد بود .

همین الان دور بزن برگرد.

- واسه چی؟

-تازه می گی واسه چی ؟همین الان بگرد .

- غلط کردم به خدا.

- بهت می گم برگرد .

romangram.com | @romangram_com