#احساس_من_پارت_131
- خواهش می کنم واقعا به کمکتون احتیاج دارم.
- نمی تونم، واقعا نمی تونم !
- چرا نمی تونید ؟دلیلشو بهم بگید شاید بشه یا راه حلی براش پیدا کرد !
- گفتم که نمیشه ،حالا هم لطفا برید کنار می خوام برم دیگه موندن من تو این دفتر جایز نیست .
- تا دلیل مخالفتتو نگی نمیذارم بری .
- متاسفم ولی دلیلشم نمی تونم بگم .
- ببینم پای نامزدی، دوستی، چیزی درمیونه ؟
- نخیر شازده ،صحبت این چیز ها نیست !
با عصبانیت گفت:
-پس صحبت چیه ؟ چرا رک حرفتونو نمی زنید ؟
- لطفا برید کنار
با صدایی بلند گفت :
-گقتم که تا دلیلشو نگی نمیذارم بری .
- خیلی دوست داری بدونی ؟
- آره، خیلی زیاد
نفسمو پر صدا بیرون دادم :
- خیلی خوب حالا که قراره برم شاید بهتر باشه شما هم یه چیزایی بدونی . ببین آقای احتشام من و آرسان شریف کسی که انقدر ازش متنفری قبلا زن و شوهر بودیم به خاطر همینه که نمی تونم بهت کمکی کنم .
زل زد بهم :
romangram.com | @romangram_com