#احساس_من_پارت_116


حالا چند ماهی از خونه نشین شدن من می گذره . دربدر دنبال کار می گردم اما نیست که نیست . دیگه چیز زیادی از پولای بابا تو حسابم نمونده .

مثل روزهای دیگه صبح سریع از خواب بلند می شم و لباسامو عوض می کنم توی آینه مشغول مرتب کردن مقنعمم که چشمم به شکستگی کنار پیشونیم میفته. دستی روش می کشم .این زخم یادآور خاطرات تلخ زیادیه .

***

اون شب بعد از برگشتن به خونه سریع به آنا زنگ زدم باید می فهمیدم چی به چیه. اولش خیلی طفره رفت ولی وقتی دید من دست بردار نیستم بعد از کلی من و من کردن گفت:

- تو لندن با هم همکلاس بودیم . همه چی از یه دوستی ساده شروع شد ولی یه خورده که گذشت خیلی به هم وابسته شدیم. چهار سال با هم دوست بودیم تا روزهای آخر که جر و بحثمون شد . از یه چیز احمقانه شروع شد ولی بعد سر لج و لجبازی هی بزرگ و بزرگ تر شد تا اینکه من با آرتین و آرسان برگشتم ایران . قرار شد یه مدت به هم فرصت بدیم و فکر کنیم. چند وقت بعدش بهم زنگ زد و گفت همه چیز بینمون تمومه . چند وقتی طول کشید تا همه چیز رو فراموش کنم. بعدشم که سر و کله رسول پیدا شد .

- حالا می خوای چیکار کنی؟

- هیچی اون خودش گفت همه چی بینمون تموم شده ،منم قصد ندارم چیزی رو شروع کنم .

من اون شب با خیالی راحت از اینکه همه چیز بین آنا و امیر تموم شده خوابیدم اما ...اما آنا روی حرفش نموند . روز عقد رسید به خواست آنا کسی همراهش آرایشگاه نرفت. همش دلم شور میزد مبادا اتفاقی بیفته .قرار بود مراسم عقد تو خونه خود آنا اینا برگزار بشه .همه چیز به خوبی و در حد عالی آماده شده بود . ساعت حدودای 9 شده بود همه مهمونا و عاقد معطل ایستاده بودن. هرچی به گوشی رسول یا آنا زنگ می زدیم کسی گوشی رو بر نمی داشت. آرسان و بابا رفتن بیرون تا شاید بتونن پیداشون کنن . من بیرون تو حیاط گوشه ای نشسته بودم دائم ساعتمو چک می کردم که سر و کله آرتین پیدا شد :

- اجازه هست ؟

از سرجام بلند شدم ،خواستم برم که جلوی راهمو گرفت :

- تا نذاری حرف بزنم، نمیذارم بری .

- ببین الان آرسان میاد ،ببینتت خون راه میفته . لطفا برو ...

- کجا برم؟

- چی می خوای ؟ چرا دست از سرم بر نمی داری ؟

- من فقط یه فرصت کوچیک برای جبران می خواستم، خواسته زیادیه ؟!

- آره خیلی زیاده ،خیلی .چرا نمی فهمی همه چی بین ما تموم شده .

- تو آرسانو دوست نداری و این یعنی هنوز یه چیزایی بینمون هست.


romangram.com | @romangram_com