#احساس_آرام_پارت_96

_پس باید به عرض شما و مادرم برسونم که اگر همه دخترها مثل شما فکر می کنند من هیچوقت تمایلی به ازدواج نشون نمی دم و ترجیح می دم به قول شروین تنها و مجرد باقی بمونم و برای خودم خوشحال باشم تا اینکه به خاطر نبود عشق و تفاهم به گریه و زاری بیوفتم.

شروين بلند خنديد و بشكني در هوا زد؛

_به جرگه ي ما خوش اومدي فرهاد جون.

فرهاد لبخند زد اما جوابش را نداد. ذهنش درگير حرفهاي شيرين بودعشق

با صدای شیرین که می گفت :

_خب شاید آدمی با مشخصاتی که شما مورد نظرتون هست پیدا بشه، ولی راستش من فکر می کنم از اونجایی که شما خیلی به کار و زندگیتون علاقه دارین پس حتما عشق زندگیتون رو پیدا کردین که دارین تلاش می کنین. درسته؟

فرهاد خنده ی بلندي كرد و گفت؛

_ من از بچگی به کار کردن علاقه داشتم دختر عمو یادتون كه نرفته. تلاش براي زندگيم رو دوست دارم

موذیانه لبخندی زد و ادامه داد:


romangram.com | @romangram_com