#دنیای_راز_مینا_پارت_370


-اما من كه نديدم.

-چون استتار كرده بود، بحث رو عوض نكن بـ ـوسـ كن!

صورتش رو بـ ـوسـ كردم با لبخند و شيطنت نگاهم كرد. گفتم:

-پررو نشو! انرژي بهت دادم واسه پيدا كردن عصاي حقيقت!

-چه‌جوری بايد عصاي حقيقت رو پيدا كنيم؟

-طبق افسانه‌ها وقتي اين دو تارو داشته باشيم عصا خودش پيدا ميشه!

-خب كو؟ ما هيچ نشوني واسه پيدا كردن عصاي حقيقت نداريم!

بعد از لحظه‌اي نور آبي رنگي از كتاب شفا و شعله دانش بيرون اومد و به سمت من حركت كرد. با تعجب گفتم:

-چه اتفاقي داره ميفته؟

شنل پوش چشم‌هاش رو بست، دستش رو به طرف من گرفت و گفت:

-تو عصاي حقيقتي!

با داد گفتم:

-چي؟


romangram.com | @romangram_com