#دنیای_راز_مینا_پارت_358


-از كي تا حالا نابودي بقيه واسه‌ت مهم نيست؟

-من ديگه حوصله دردسراي تازه ندارم.

تو بغلش فشارم داد و گفت:

-مي‌دونم، خودم هم خسته شدم؛ اما بعد از اين راحت مي‌شيم.

-بايد چيكار كنيم؟

-يه فكري دارم.

-چه فكري؟

-بايد اين شهر رو نابود كنيم.

با تعجب نگاهش كردم و گفتم:

-مردم چي ميشن؟ مي‌خواي نابودشون كني؟

لبخند زد و گفت:

-نه وقتي اين شهر رو نابود كنيم طلسم شكسته ميشه و همه به رازمينا برمي‌گردن.

-همه شامل تو هم ميشه؟


romangram.com | @romangram_com