#دنیای_راز_مینا_پارت_341
-چرا؟
-تا شنل پوش رو پیدا کنی، شاید یادش اومد!
چرا حس میکردم داره چیزی رو مخفی میکنه؟ گفتم:
-قطع کردن درخت کار کی میتونه باشه؟
-نمیدونم.
-واقعا؟
بهم خیره شد و گفت:
-اره واقعا!
-امشب تو هم با من بيا!
برعكس دفعه پيش گفت:
-حتما! من تنهات نميذارم.
تو دلم گفتم چهطور ديشب تنها گذاشتي؟
هيچ اميدي نداشتم. درخت لوبيا از بين رفته بود، شنل پوش من رو يادش نبود، خانوادهم من رو يادشون نبود و نميدونستم امشب چه اتفاقي ميافته! ميتونه معجزه بشه؟ نگاهم به كاپيتان افتاد، اصلا اصرارهاي زيادش واسه فرستادن من به جنگل واسهم منطقي نبود؛ يعني اينقدر مشتاق رسوندن من به شنل پوش هست؟ اين واقعا خنده داره! هيچوقت كينهي تو چشماشون رو يادم نميره!
romangram.com | @romangram_com