#دنیای_راز_مینا_پارت_334

خواستم دوباره سرش داد بزنم که بشکن زد و دوباره تو چشم به هم زدنی فضای اطراف تغییر کرد و من کنار جاده بودم. پشت سرهم شروع کردم جیغ زدن! دست خودم نبود، باورم نمیشد. برام غیر قابل هضم بود! بعد از کلی اتفاق بعد از کلی فاصله، الان این رفتارش برای من غیر قابل هضم بود. انگار از همه‌ی دنیا طرد شدم! از پشت یکی گرفتم، صدای کاپیتان تو گوشم پیچید:

-رز چی شده؟! آروم باش! آروم باش!

برگشتم سمتش و با خشم گفتم:

-چه‌جوری آروم باشم؟

هلش دادم و گفتم:

-مگه نگفتی شنل پوش به‌ خاطر من مردم رو نفرین کرد و به‌خاطر من داغون شد؟ مگه نگفتی؟!

-چرا چرا من گفتم!

جیغ زدم و گفتم:

-پس چرا من رو یادش نیست لعنتی؟

یه لحظه بهش شوک وارد شد و گفت:

-مگه تو شنل پوش رو دیدی؟!

اشک از چشمم ریخت، با بغض گفتم:

-مگه قرار نبود ببینم؟

-عفریت چی شد؟

romangram.com | @romangram_com