#دنیای_راز_مینا_پارت_332

-این موقع شب تو جنگل چیکار می‌کردی؟

لبخند شیرینی زدم و گفتم:

-اومدم دنبال تو!

-تو کی هستی؟

لبخند از روی لبم رفت و گفتم:

-رز!

-تو جنگل چیکار می‌کردی؟

از سردی چشماش تموم تنم یخ زد. یه قدم عقب رفتم و گفتم:

-دنبال کسی به اسم شنل پوش بودم.

یه تای ابروش رو انداخت بالا و گفت:

-راستش من دیگه معامله نمی‌کنم، پیش کس اشتباهی اومدی!

شوکه زیر لب گفتم:

-معامله؟

زیر لب گفت:

romangram.com | @romangram_com