#دنیای_راز_مینا_پارت_324


-حیوونای عجیب و غریب رو جمع می‌کنه!

-اره، اره! من یکی از اون حیوونا رو دیدم، یه خرگوش بود!

خندید و گفتم:

-نمی‌ترسه اون دود بهش حمله کنه؟

-میگم که دیوونه‌اس! دنبال اون دود هم هست و می‌خواد به کلکسیونش اضافه کنه.

دوباره خندید. عصبانی شدم و گفتم:

-مگه شنل پوش حیوونه؟

ابروش رو انداخت بالا و گفت:

-بهشید هم نیست!

سعی کردم به این قضیه فکر نکنم و گفتم:

-من امشب میرم توی جنگل!

تا تاریک شدن هوا تو فکر این بودم اگه اون دود من رو بکشه چی؟ ارزشش رو نداره؛ اما اگه اون دود من رو به شنل پوش برسونه هر چیزی ارزشش رو داره! دست گذاشتم روی قلبم، از کی تا حالا این‌قدر بی‌تاب شده بودم؟!

-یه سوال بپرسم؟


romangram.com | @romangram_com