#دنیای_راز_مینا_پارت_319

-قبوله؛ اما اگه خطری شهر رو تهدید کرد از چشم تو می‌بینم!

-باشه، باشه! خطری شهر رو تهدید نمی‌کنه!

-حالا کجا هست؟

آروم از پشت دیوار بیرون اومدم و سر به زیر سلام کردم. تا خواست جوابم رو بده گوشیش زنگ خورد و جواب داد. از ما فاصله گرفت و طوری که ما نشنویم صحبت می‌کرد. گفتم:

-جای من رو نگه!

-نه قابل اعتماده!

سریع به طرف ما برگشت و گفت:

-من باید برم.

کاپیتان:چه خبر شده؟

-دوباره اون دود یه جای دیگه رو خراب کرده.

-م...من...منم می‌خوام بیام!

درک:نمیشه اگه بیای لی لی بازداشتت می‌کنه!

کاپیتان:تو می‌تونی حافظه لی لی و درک رو اصلاح کنی!

-بقیه مردم چی؟

romangram.com | @romangram_com