#دنیای_راز_مینا_پارت_282


-این‌جور نیست! می‌خوای چیکار کنیم؟ تا کی این‌جا بمونیم؟

-بیا برگردیم شهر.

-با چی؟

-با پا!

-این موقع شب؟ خطرناکه!

-حالا انگار این‌جا کسی بیداره که بیاد ما رو اذیت کنه.

خندیدم و گفتم:

-باشه بریم.

کنار جاده راه می‌رفتیم. درختای حاشیه جاده فضا رو ترسناک می‌کرد؛ واسه این‌که از ترسم کم بشه گفتم:

-بهتر نیست به خاله زنگ بزنم؟

-زنگ بزنیم و بگیم تصادف کردیم؟

-اره نگران میشه!

-بعد این حرف رو بزنی کاملا از نگرانی در میاد!


romangram.com | @romangram_com