#دنیای_راز_مینا_پارت_259
-راستی چرا میگه شنل پوش اریس رو به اینجا رسونده؟
-بیشتر جادو و طلسمها رو شنل پوش به اریس یاد داده.
-از کجا میدونی؟!
-شش ساله اینجام و از توی اینهها دیدم.
آهانی گفتم و باز مشغول شدیم.
وقتی تیکه آخر رو گذاشتم از خوشحالی جیغ کشیدم. آینه مواج شد و نوری از آینه زد که همه جارو روشن کرد. غول دستم رو گرفت، چشمام رو بستم و ازش رد شدیم.
با صدای شنل پوش چشمام رو باز کردم.
-ناجی!
تو چشمای شنل پوش خیره شدم و با صدای غول به طرفش برگشتم:
-من میرم دنبال چراغ، تو شنل پوش رو نجات بده.
سرم رو بالا و پایین کردم. نزدیک قفس رفتم، شنل پوش سرش رو انداخته بود پایین و زیر لب تکرار میکرد:
-ناجی، ناجی، ناجی!
صداش زدم:
-شنل پوش
romangram.com | @romangram_com