#دنیای_راز_مینا_پارت_256
جوابش رو ندادم؛ چون اصلا اینجور نیست! از شخصیتش خوشم میاد؛ فقط همین!
-باید آینه رو کامل کنیم.
بدون استراحت شروع کردیم آینه رو تکمیل کردن. خسته شده بودم. آینههای شکسته تیز بود و دستم رو میبرید؛ اما بیوقفه ادامه میدادم. من باید شنل پوش و خودم رو این سرزمین نجات میدادم.
-وقتی از اینجا بریم دنبال چراغ جادو میرم.
-مگه میدونی کجاست؟
-اره.
-حاضری دوباره اسیر شی؟!
-فکر کنم ارزشش رو داشته باشه.
دلم یه جوری شد. حالا که پای عمل واسه رفتن وسط اومده بود یه حس بد داشتم؛ یعنی حاضر میشم از اینجا برم؟ منی که همهش آرزوی برگشت رو داشتم؟
یک روز بود که بدون استراحت آینه رو تکمیل میکردیم. هر تیکهای رو که میذاشتیم تصویر اتاقی که شنل پوش توش بود رو نشون میداد. با ورود اریس دست از پیدا کردن تیکه بعدی کشیدیم
-هنوزم معامله میکنی؟!
-با تو نه!
-ولی مجبوری!
romangram.com | @romangram_com