#دنیای_راز_مینا_پارت_221
-خودمون رو؟
اصلا حاضر نبودم چیزی بین من و شنل پوش باشه، مردک خبیث!
-اره؛ چهطور ممکنه؟!
-ببین من عصا رو شکستم، تو دستام پودر شد، روزا به سرعت گذشت و تو جلوم ظاهر شدی!
با عصبانیت گفت:
-تو چیکار کردی؟
-چیکار کردم؟
دوباره داد زد:
-این اتفاق کی افتاد؟
-یه روز بعد از اینکه نگهبان شده بودم.
با دست رو پیشونیش کوبوند و گفت:
-تو چیکار کردی؟!
-چیکار کردم؟
دوباره اخلاقش مثل قبل شد. پوزخند زد و گفت:
romangram.com | @romangram_com