#دنیای_راز_مینا_پارت_139

-بده سمت راست!

با قدرت و محکم فرمون رو پیچوندم، طرف راست که سر کشتی کج شد. دست گذاشت روی دستم و گفت:

-این‌جوری نه، آروم!

و آروم فرمون رو پیچید، حس خیلی خوبی بود.

-می‌تونم یه سوال بپرسم؟

نفساش می‌خورد به پشت گوشم و مور مورم میشد.

-بپرس!

-ماریا کی بوده؟

-معشوقه‌ی شنل پوش.

-چه‌طور کسی می‌تونه عاشق هم‌چین مردی بشه؟!

گفت:

-اگه قرار بود اون چیزی که ماریا توی شنل پوش دیده بود تو هم ببینی الان عاشقش بودی؛ در ضمن شنل پوش عاشقش بود.

سرم رو بالا و پایین کردم و گفتم:

-مرده؟

romangram.com | @romangram_com