#دنیای_عسلی_رنگ_من_پارت_297
همه دخترا مخصوصا شهرزاد ریختن سرمو فوشم دادن🙊🙈 امشب شب خیلی خوبی بود یه شب عالی کنار خانواده ای ک نمیزارن بااین ک از خونشون نیستم احساس کمبود کنم.
اِلســــεℓsaــــــا ɨs イყpɨŋg..., [۱۴.۰۵.۰۷ ۰۱:۰۴]
🎈پارت 111🎈
😍اینم ی پارت خوووووووب از آرتــــــــــــــــین😍
سر همون میز سر همون میزی ک شب عروسیمون روش شام خوردیم همون روزی ک ی فرشته کوچولو مال من شد یه فرشته کوچولویی ک امروز تولدشه😞 ولی خودش نیس پیشم نیست تا جشن تولدشو جشن بگیریم تا بهش بگم ک خانومم تولدت مبارک عزیزم معلوم هست کجایی؟؟؟؟😭😢بازم سوال های همیشگی ک تو ذهنمه و همش بی جواب میمونه!نزدیک یک سال گذشته هرروز با بی قراری و قرص و مسکن شبو روزامو میگذرونم هرروز بی تابی های مامانمو میبینم ک اصرار داره ب خودم بیام ولیـ....! فرشته من عزیزم عشق من زندگیم خانومم (ی قطره اشک از چشمم چکید)تولدت مبارک سالروز زمینی شدنت مبارک فرشته کوچولوی من... 😔 ب کیک کوچولویی ک روی میز گذاشته بودم نگاه کردم از پشت پرده اشکم چشمام شمع ۲۱ سالگی عشقمو تار میدید داشت روی کیک اب میشد خانومم نمیخوای بیای شمعتو فوت کنی..!؟ با بغض ادامه دادم:فقط اولش ارزو یادت نره....!
چشمم خورد ب درخت روب روی میز درخت تنومند و پیر ترین درخت این باغ بود ....درختی ک شاهد اولین بوسه منو الناز بود بلند شذم و رفتم طرفش تکه ای دادم بهش تموم صحنه ها واسم تداعی شد ... طعم خاص لبش...شیرینی ک ب من منتقل کرد ....حس عشق....خوشبختی...لبمو داخل دهنم فرو بردم هنوز مزه لبش زیر لبمه.... با حرص مشتی کوبیدم ب درخت دستم درد گرفت اما در مقابل درد قلبم هیچ بود... ارنجمو تکه دادم ب درختو سرمو گذاشتم روش.. الناز.... داغونم میبینی؟...خدایـــــــــــــــا..داغونم ب معنای واقعی .اخه این انصافه؟
…ساحل یا الناز…
جلو موهامو فر درشت زدم و یه طرفم کج کردم ریختم کنار صورتم یه ارایش ماتم کردم آهـــــــا خوب شدمـ😍😍😜حالا بریم سراغ سخترین بخش:لبـــــــاس😫.رفتم طرف کمدم حالا چی بپوشم؟؟🤔 ی شلوار مشکی جذب با ی مانتو ک طرحش لیه و در اخر ی شال مشمی هم سرم کردم رفتم جلو اینه قدی اتاقم اوووووف جیگرتو بخورم ساحل چه کردی 😍 با لذت ب سرتا پام نگاه کردم به به پرفکت ... خوب خودشیفتگی بسه ..کیف مشکیمو برداشتمو وسایلامو ریختم توش موهامم بافتم ک مزاحمم نباشن خوب بزن بریم سویبچ ماشین خوشگلمو برداشتمو زدم بیرون از خونه .تو این هفته ک از تولدم میگذره به خواست بابا رفتم کلاس فشرده رانندگی چون خیلی فرز بودم سریع یاد گرفتم و قبول شدم درو با ریموت باز کردمو ماشینو اوردم بیرون میخواستم برم دنبال اوا تا بریم چن تا کلاس فوق برنامه واسه وقت های خالی تابستونم ثبت نام کنم کلاس:موسیقی،نقاشی،باید بتونم مثل قبل دوباره پیانو بزنم گرچه ک اون سونیا بود میزد چرا من نتونم؟؟؟کلاس نقاشیم ب خاطر این ک کار دارم(حالا بعدا بهتون میگم فوضولی موقوف😜)نیم ساعت بعد جلو در خونه اوا اینا بودم یلی شیک از خونشون اومد بیرون
+سلوم ساحل خوله خوفی خانواده خوفن؟
ـ مرض چه طرز حرف زدن با یه خانم محترمه؟
+اوهو حالا مثلا خانم محترمش تویی؟؟
ـ تو کس دیگرو تو ماشین ب غیر من میبینی؟
romangram.com | @romangram_com