#دنیای_عسلی_رنگ_من_پارت_276
+خوب پس بیارکه بقیشم درست کنم
-باشه
رفتم وبسته های کافی میکس سالمو از توی کولم دراوردمو دادم دستش.رنگ فنجونا رو دقیق حفظ کردم که یوقت عوض نشه وبلایی سر خودمون بیاد.یه بارخودم امتحان کردم.اینقدرحالم بدبود که شب دم در دشویی خابیدم.حالا یه کوچولو درصدشو بردم بالا.فقط یه کــــــوچــــــــــــولـــــــــوهااا!یوهااهاهاهاااا!!!!البته که داداشیم گناه داشت ولی واسه خاطرنقشم مجبور بودم.اگه مال اون مث مال ما کافی میکسش سالم بود نقشم خراب میشد وهمه شک میکردن.مخصوصا دادم زهرا خانوم کافی میکسارو درست کنه که یوقت کسی شک نکنه!سینی روبرداشتم وبردم بیرون.فنجونای سالمو گرفتم جلو.
-خــوووب اینم کافی میکس
مستقیم رفتم طرف دخترا.صدای مانی بلندشد
+عععع ساحل خانوم ینی چی؟
-ینی اینکه خانوما مقدم ترن مانی خان
صدای دست دخترابلندشد.یکی از فنجونای سالمو هم گذاشتم واس خودم.بعد بردم پیش پسرا.که شروینم جزوشون بود.بعدم خیلی موبانه نشستم کناراروشا.همه باخنده وشوخی کفی میکسارو خوردن.بعدچند دقیقه پسرا یکی یکی دوییدن طرف دشوویی ها
ایووووول پودرای لباس شویی کار خودشو کرد خخخخخخ جونــــــــــم(خوب یه توضیح کوتاه...پودر لباس شویی اگه به خورد کسی بدی اسهال میگیره و...این واقعیه خودمم امتحانش کردم تاحالا😋)
همه دخترا داشتن باتعجب به پسرا نگاه میکردن
ازیتا:وااا اینا چشون شد؟؟
-معلومـ نیس!!!🤔🤔🤔(الکی مثلا من نمیدونم خخخ)
اروشا:بیخی بابا
شروین دویید طرف ساختمون.خخخ اخی!
romangram.com | @romangram_com