#دنیای_عسلی_رنگ_من_پارت_266

با تو خوشبخت ترین عاشق رو زمینم
امشب تو اوج آسمون کنار ماه میشینم
نازنینم به تنت چه قشنگه این لباس منو تو مال همیم دنیا ماله ما دوتاست
بده دستاتو به من ماه نقره کوب من با تو جاودانه میشه لحظه های خوب من
"احمدسعیدی/نازنین"
کیان خم شدوپیشونی ازیتاروبوسید.بعدم بوسه کوتاهی روی لباش نشوند.همه سوت زدنو صدای دست وجیغ بالا رفت.کیان واقعا عاشق ازیتا بود.عشقشون قابل ستایشه!
اذین اومدطرفم دستموگرفتو بلندم کردودنبال خودش کشید.
-چته اذین؟منوداری کجا میبری؟
+خفه الان میفهمی
-مرسی واقعا
رفتیم توساختمون.بیشتردخترای جوون مجلس اونجابودن.آذین یه دستبند شبرنگ قرمز بهم دادو گفت:بپوشش ساحل
-اول میشه بگی اینجا چه خبره؟
+چرا گیج میزنی!مراسم تولده دیگه!
خندیدمو گفتم:آهاااا

romangram.com | @romangram_com