#دنیای_عسلی_رنگ_من_پارت_261
+خفه.میگم زینت جون.این بوزینه چرا اینقدر خوشگل شده؟
خندیدوگفت:والاال من هیچکاری نکردم.فقط یه کوچولو ارایش
خیره شد به لباموگفت:جــــــــــوووون لباتو بخورممممم من.حیف که دخترم وگرنه همین امشب کارتو یه سره میکردم
زینت خانوم غش کرده بود اصن.رفتم طرف شهرزادو یکی زدم پس کلش:خجالت بکش یکم
+شرمنده مداد پاک کن تو دست وبالم نیست
رفتم بیرون.همون موقع ازیتاهم از اتاق روبه رویی اومدبیرون.چه ناناز شدی تو دختــــر!!
ازیتا+شهرزاد،ساحل خره رو ندیدی؟
شهرزادم بیخیال شونه بالا انداخت وگفت:خود خرش که اینجاست.حی وحاضر
کلا من خیلی تحت تاثیر محبتاشون قرار گرفته بودم این وسط.غررررق در محبت بودم.خوب بود شنابلد بودم🤔
ازیتا+کــــــو؟؟؟کجاس؟؟چشمش به من افتاد وباجیغ گفت:ساحــــــــــــل
-کوفت هاا؟
+عاقا حساب نیست این از من خوشگل ترشده.من عروووسممممم😭😭😭
کشیدمش توی بغلموگفتم:زر نزن ازیتا.کیان امشب زندت نمیزاره
زدبه کمرم وگفت:جدی میگی؟
romangram.com | @romangram_com