#دنیای_عسلی_رنگ_من_پارت_259

*****************
داشتم به ویترین مغازه ها نگاه میکردم که یکی محکم زد پس کلم.مث همیشه شهرزاد بیشعور بود.از اون موقع که اومدیم این دفعه سومشه!
-چته باز؟؟رم کردی؟؟
+خو الاغ!این همه لباس.برو گمشو انتخاب کن دیگخ بوزینه!
-اصن هلاکــــ عفت کلامتم
+دست پروردتیم!
اروشا دست شهرزادوکشید وگفت:ساحل جان عزیزم.ماهمینجا هستیم توبرو انتخاب کنو بیا.باشه؟
شهرزاد:خواز اول میگفتی اخه خواهرمن!جنازه شدم بس که دنبال این عتیقه راه رفتم
هممون به غرزدناش خندیدم ومن رفتم تابه امیدخدا یه لباس مناسب پیداکنم.دست به سینه داشتم ویترینارو دید میزدم که یهویه لباسی چشمموگرفت.یه لباس شب بلند.قرمزبود.بالاتنش هم بدنبود.بندای پهن داشت که شونمو یه قسمت از بازومو میپوشوند.خوب بود.رفتم تومغازه ولباسواز خانومه گرفتم ورفتم تو پرو.لباسامو دراوردمو سریع پوشیدم.خداروشکر زیپشم از بغل بسته میشد.پارچش هم مخملی بود.تاپایین باسنم تنگ بود بعداز اونجا کلوش میشد ویه دنباله کوتاهم داشت.خیلی خوشگل بود.فیت فیت تنم.سریع دراوردمو لباساموپوشیدم واز پرو اومدم بیرون.بابا واسم توکارتم پول ریخته بود.حساب کردمو اومدم بیرون.خوب اینم از لباس.یه کفشم گرفتمو رفتم پیش بچه ها!
زینت:به به ببین چه کردم.ماااه شدی!
-پارچه رو از روی اینه بردار ببینم به جنازه شدنم می ارزید یانه؟
+پاشولباستوهم عوض کن بعد
باکمک خودش لباسموهم پوشیدم.دستمو گرفتو برد جلوی اینه.پارچه روکشید.یه لحظه کلا هنگ بودم.این کیه؟دختر توی اینه یه لباس شب قرمز پوشیده بود.موهاش به طرز زیبایی شینیون شده بود.ارایش ملایمو رژ لب جیگری که روی لباش خودنمایی میکردو اونو کلا عوض کرده بود وبی نهایت خوشگل.این واقعا منم؟
-نه مثل اینکه واقعابه جنازه شدنم می ارزید زینت جون.چه کـــردی بابا!!

romangram.com | @romangram_com