#دنیای_عسلی_رنگ_من_پارت_236

علائمشو چک کرد.پرستارم سرمشو!دکتر رفت بیرونو گفت:یه دقیقه بیا
رفتم بیرون دنبالش.
+چیشد؟؟
-همونطور که گفتین فراموشی گرفته!
+طبیعیه پسرم!
-حافظش برنمیگرده؟
+چرا.به مرور زمان.اون نیاز به یه شک داره!شکی که خاطرات گذشته رو براش زنده کنه!سعی کن توشک قرارش بدی
-ممنون عاقای دکتر
+وظیفس پسرم
دستشو زد روی شونمو رفت.اخه مشکل اینه که من شک تداعی خاطرات ازکجا واسش بیارم.من خودم نمیدونم اون کیه اونوقت بازبیام خاطرات گذشتشم یادش بیارم؟اووووفــــــ
رفتم تو اتاق.نگاش به پنجره بود.سعی کردم خودمو طبیعی جلوه بدم.
-به چی داری فک میکنی؟؟
+سپهر؟
-جانم؟

romangram.com | @romangram_com