#دنیای_عسلی_رنگ_من_پارت_223
-باشه
رفتم تواتاق درم بستم.یه دوش مختصرگرفتم وسریع اومدیم بیرون.موهاموخشک کردم ویه شلوار جذب سفید،مانتونخی لیمویی که بلندیش تازیرباسنم بود پوشیدم.یه شال سفیدم انداختم سرم.یه کرم ضدافتاب ویه رژ صورتی زدم.گوشی وهندزفریمو برداشتمو ازاتاق رفتم بیرون ورفتم پایین!هیچ کی تو ویلا نبود🤔سریع یه چند لقمه واسه خودم گرفتم ویه آب پرتغالم خوردم واز ویلا زدم بیرون.دریا آروم بود.بادخنکی میومد.روی تخته سنگی نشستم.هندزفری موگذاشتم توگوشمو اهنگو پلی کردم.چندلحظه ای که گذشت احساس کردم کسی کنارم نشست ولی توجهی نکردم.چشمامو بسته بودموبه آهنگ گوش میدادم.نمیدونم چقدر گذشت که هندزفریم از گوشم کشیده شد.باعصبانیت برگشتم طرف اون شخص وباکمال تعجب روهامو بایه لبخند پهـــــــــــــن دیدم.اخمامو کشیدم توی همو گفتم:نیشتو ببند ببینم
اینوکه گفتم لبخندش عمیق ترشد
-مرررض.چرا اونجوری کردی؟؟؟
+هیچی.منتظربودم متوجه بشی که من اومدم که خوب نفهمیدی وخودم دست به کارشدم
-خوببخشید توبهر آهنگ بودم نفهمیدم
+عیب نداره
-بقیه کجان؟؟توچرا اینجایی؟؟
+با پسرا رفته بودیم این اطراف دور بزنیم.اونا برگشتن ویلا منم اومدم اینجا.بقیه هم که دیگه رفتن خرید.
-اهااا
+دوس داری قدم بزنیم؟
-اره چراکه نه!
صندلامو دراوردمو گرفتم دستم وکنار دریا با روهام قدم زدیم.کلی واسه هم جک تعریف کردیمو خندیدیم.وسط راه وایستاد.برگشتم طرفش
-چیشد چرا وایستادی؟؟
romangram.com | @romangram_com