#دنیای_عسلی_رنگ_من_پارت_203
یکی زدم به بازوشو گفتم
-ای کلک منو سرکار میزاری؟؟میدونم با کسی اومدی حالا کجاست؟؟
خندیدو گفت:رفت لباسشو عوض کنه
به پشت سرش نگاه کردم.آویسا یه لباس مشکی کوتاه که دامن پف داری داشت تنش بودـبه پشت سرش اشاره کردمو گفتم
-اوناهاش اومد
برگشتو نگاش کرد.مات موند.اویسا پرید بغلم
-چه ناناز شدی اویسا
+توبیشتر عزیزم
از بغلم اومد بیرونو باهم نشستیم روی صندلی
ارسام+خوب خانوما.من فعلا برم
یه چشمک به اویسا زدو رفت.ازپشت بهش نگاه کردم.کت شلوار مشکی بلوز مشکی.خیلی خوش تیپ کرده بود.
-الی؟ارتین کو نمیبینمش
+من خودم تنها اومدم
-چـــــرا؟؟
romangram.com | @romangram_com