#دنیای_عسلی_رنگ_من_پارت_202

-نه
مهری+اووه چرا انقدر قاطع گفتی نه یاد pou بدبختم افتادم
-مسخره بچه ها قبلا درمورد این موضوع باهم بحث کردیم پس خواهشا بیخیال شین
دیگه چیزی دراین مورد نگفتیم.کم کم آهنگو روشن کردن.دوستای سپیده همشون ریختن وسط.باربدم که اومد دست بارانارو گرفت و رفتن وسط.بردیا هم که قربونش بشم نمیدونه باکدوم برقصه ازبس دورش پره.ماهم نشسته بودیمو باهم حرف میزدیم.فعلا حس رقصیدن نبود حداقل واسه من یکی
مهری+الی نمیای بریم وسط؟؟اینجا نشستیم که چی بشه؟ناسلامتی اومدیم پارتی هاا
-نه من نمیام شماها برین
سانی+به درک نیاا
کلا منو دوستام اگه توی هر جمله از حرفامو یه فحش یا تیکه به همدیگه نباشه روزمون شب نمیشه!اونا سه تایی رفتن وسط.داشتم نگاشون میکردم که صدایی از بیخ گوشگ گفت
+نبینم خواهر خوشگلم تنها باشه!
چقــــــدر دلم واسش تنگ شده بود.بلندشدم پریدم بغلش.اخی داداشیمـ.از بغلش اومدم بیرون
-کی اومدی؟؟
+همین الان رسیدم
-خودت تنها؟؟
+اره پس باکی؟

romangram.com | @romangram_com