#دنیای_عسلی_رنگ_من_پارت_200
+الناز بچه هارو راهنمایی کن طبقه بالا لباساشونو عوض کنن.
-اوکی
رفتیم بالا.تازه تونستم قیافه ایناروببینم.همشون حسابی خوشگل شده بودن.پالتو شالمو دراوردمو موهامو قشنگ ریختم دورم.رژمو💄هم که ارتین بیشعور پاک کردو دوباره زدم.💋اوووم خوب شد
-بچه ها بریم؟
اینارو باش.میخ من بودن.هرسه تاشون
-کوووفت به چی نگاه میکنین؟
مهری+اندامتو عشقه جیگر
بهی+ارتینو بگو چه کیفی میکنه......
-اَه اَه...مرده سور همتونو ببرن.من رفتم پایین اصن.هیزای بدبخت
از پله هارفتم پایین.نگاه همه رو روی خودم حس میکردم ولی توجهی نکردم.دنبال سپیده گشتم.دیدمش پیش بردیاو باربدو بارانا بود که تازه داشتن میومدن.رفتم طرفشون
-سلام
خداروشکر هنوز اهنگو روشن نکرده بودن ولی بازم صدابه صدا نمیرسید.همه چراغا خاموش بود فقط نورمخفیای خونه ورقص نورا روشن بود.رفتم بغل بارانا و با باربدم دست دادم.ولی بردیا دستمو کشیدو پرت شدم توبغلش.
-چته بردیا؟داری چیکار میکنی؟؟
+هیچی دارم دخترعموی خوشگلمو بغل میکنم
romangram.com | @romangram_com