#دنیای_عسلی_رنگ_من_پارت_195

الان دقیقا نفهمیدم از من طرفداری کرد یا ازون دوتا؟؟؟!!!🤔🤔🤔🤔🤔
مهری+آ قربوووووون دهنت عشقم
-ببند بابا
سانی+راه بیفت
فقط یه طبقه مونده بود.چشمم خورد به یه مغازه.ویترنشو نگاه کردم.چشمم خورد به یه لباس.تقریبا میشد گف دوتیکه بود.یه تیکه از شکمم دیده میشد.دامنش چسب بودو پایینش یه تیکه هاییش حریر بود.همینطور استیناش
-سانی اون خوبه به نظرت؟؟
+مشکیه؟
-اره
+سادس ولی قشنگه
-بیابریم ببینیمش
رفتیم تومغازه.مغازه دارش یه دختربود زیر یه مَن ارایش.اه اه اه.....حالم بهم خورد.اون یکیشونم یه پسر بود.پسر که چه عرض کنم.یه پا واسه خودش دختربود.پسره گف
+سلام خوش اومدین
-سلام ببخشید اون مشکیه پشت ویترینو میخواستم
+الان

romangram.com | @romangram_com