#دنیای_عسلی_رنگ_من_پارت_193

+چون که منم یه پارتی دعوتم
-ععع جدی؟؟
+اره اتفاقا داشتم فک میکردم که تورو به عنوان چی باخودم ببرم پارتی
-منظورت چیه؟؟
+نمیتونم که با زنم برم پارتی.اونم مختلط
اعصابم خورد شد.شدم مث اتشفشان که ممکنه هرلحظه فوران کنه.ینی اون الان ازین که زن داره خجالت میکشه؟؟؟هــــه!منوباش!دارم عاشق کی میشم
-جدی؟؟
+اوممم اره خب
امپرچسبوندم.بادستم هلش دادم اونور وروی تخت نشستم
-خجالت میکشی بگی زن داری؟اره؟؟اگه عرضه اینو نداری که بری پارتی بعدبگی با زنم اومدم غلط میکنی زن میگیری؟؟زن داشتن عار داره واست؟؟؟ننگ داره؟؟؟اره؟؟؟؟
هیچی نمیگفت.فقط نگام میکرد.جیـــغ کشیدم
-آرهههههههههه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!
بعدم بلندشدم رفتم توحموم دروهم ازپشت قفل کردم.پشت در لیز خوردمو نشستم روی زمین.اشکام دونه دونه صورتمو خیس کردن.خدایااا چراا من؟؟؟چرا وقتی دارم کم کم عاشقش میشم یه اتفاقی میفت


romangram.com | @romangram_com