#دنیای_عسلی_رنگ_من_پارت_190

ازم جداشد.کمکم کرد تاسرمو بزارم روبالشت.هنوز سرم به بالشت نرسیده بود که دوباره شروع کرد.خندم گرفته بود.فقط کافی بود یکم همکاری ازطرف مقابلش حس کنه اونوقته که دیگه ول کن ماجرا نمیشه........
آرتین....عزیزم...چطور میخوام برمو تورو،چشاتو،طعم لباتو،ارامش اغوشتو تنها بزارم......چطور!؟😔😔😔
******************
امروز ۲۰ خرداده.امتحانامونم از اول ماه تموم شده وخداروشکر تاآخراین هفته تموم میشه.ینی کلا چهارتا امتحان دیگه بیشتر ندارم.الان هم که روی تخت دمر خوابیدم ودارم واسه امتحان بعدازظهر کتابو مرور میکنم.یه شورت لی کوتاه بایه نیم تنه خوشگل اسپرت که روش نوشته adidas تنمه!گوشیم زنگ میخوره.دست میبرمو از روی عسلی برمیدارم.قیافه مضحک سپیده روی صفحه گوشیمه.یادم باشه عوضش کنم.
-الو؟؟
+الو زهرمار
-علیک سلام منم خوبم.توبهتری؟عمه عموخشایار سحر سروش اقاتون اینا درچه حالن؟؟
+او استپ استپ.کی حال تورو پرسید که گفتی خوبم؟؟
-احمق تیکه بود.میخواستم بفهمی سلام واحوال پرسی واجبه خاله جون
+بشین بینیم بابابه من درس اخلاق میده.بیا پایین عموجوون
-ازکجا؟؟
+از روی منبر
-کووفت بنال ببینم چیکار داشتی مزاحمم شدی
+هیچی.میخواستم به یه مهمونی دعوتت کنم دیدم ادب نداری منصرف شدم

romangram.com | @romangram_com