#دنیای_عسلی_رنگ_من_پارت_168
سانی+چرا ما یه کلاس دیگه داریم.شما چی؟
شهاب+نه دیگه ما امروز فقط یکی داشتیم
درحال حاضر۱۱:۳۰ بودو ماهم یه کلاس ساعت ۱۲ داشتیم.این وسط فقط من وارتین هیچی نمیگفتیم
-بچه ها زودبخورین باید بریم.دیر برسیم استاد شهابی رامون نمیده سرکلاسش
بهی+اوه اوه مگه ساعت چنده؟
-۱۱:۳۰
همشون سریع خوردن وبلندشدن که بریم.منم اروم خم شدم دم گوش ارتین گفتم
-پول شکلات داغ وقهوه تلخو کیک شکلاتی دست خودتو میبوسه عشق من
یه چشمکم واسش زدمو در رفتم.خخخخخ بیاااا خوب حالت گرفته شدااا.حال کردم
استادشهابی کل دوساعتو فقط فک زد وماهم فقط نوشتیم.دستم امروز داااغوووون شد😫
±کلاس تمومه بچه ها.خسته نباشید
بابچه ها رفتیم از کلاس بیرون.هعــــے حالا باچی برم خونه؟!!!!
سانی+الی ماشین اوردی؟
رسیده بودیم دم در ورودی دانشگاه.باید با مترو میرفتم چاره دیگه نداشتم
romangram.com | @romangram_com