#دنیای_عسلی_رنگ_من_پارت_165

بهناز رفت ومن وسانی موندیم.سانی روبه روم نشسته بود
+دیدیش؟؟
-کیو؟؟
+شوهر گرامتو
-اره دیدمش
+رابطتون خوب پیش نمیره نه؟
سرموبالا پایین کردم ینی اره.بهی ومهری هم همون موقع با سفارشا اومن
قهوه تلخ وکیک شکلاتی مواز توی سینی برداشتمو گذاشتم جلوم.داشتم میخوردم که یه صدایی گفت
+سلام خانوماا!
قهوه روباتموووومممممم توانم ریختم بیرون وبهشون نگاه کردم.ارتین نشست کنارمن.سهیل ومهدیاروشهابم نشستن کنارش.وااااایییی سانازوووو😱😱
-ساناز این چه قیافس؟؟چرا این ریختییی شدی؟؟؟؟
قهوه ریخته بود روی صورتش
بهی+شاهکارخودته!😒
نـــــــــــــــــــــه!!!!!🙊🙊🙊🙊

romangram.com | @romangram_com