#دنیای_عسلی_رنگ_من_پارت_139

(دوسه تاتراول ۵۰تومنی گذاشت رولبام.صدای جیغ وسوت بلندشد.بخاطر رژم لبه پول رنگی شد.مث یه مهر.لبخند نشست رولبام.)
عروس مینازه به این انتخابش/بهترازون نمیشه باشه حالش/ازتوچشای عاشقش میخونه/که شادوماد بادلوجون میخوادش/امشب دوماد چه حال خوبی داره/بامهموناش بزن وبکوبی داره/همش میرقصه نمیخوادبشینه/مجنون عاشق که میگن همینه/شاباش شاباش بزار رولباش
شاباش شاباش بزار رولباش
این امشبو بزن وبرقص پاشو تماشاچی نباش
"شاباش شاباش،میثم خداوردی"
منوکشیدسمت خودش وتوچشمام نگاه کرد.اومد جلوپیشونیمو طولانی بوسید.چشاموبستم وتوخلسه شیرینی فرورفتم.صدای دست وسوت جمعیت بلندشد.دخترای فامیلشون قیافه هاشون وحشتناک بود وباحسرت وخشم به من نگاه میکردن.یادم باشه حتما شماره حسابشونو بگیرم ارث باباشونو واریزکنم به حسابشون🤔والااا انگار ارث باباشونو خوردم.،بیا این ارتین اینم شما.اَه اَه.......
داشتم میرفتیم سمت جایگاه که یهوارتین دستمو کشیدوباخودش بردپشت باغ.رسیدیم به یه جای فوق العاده.یه فواره یه میز دونفره رمانتیک.درختای چنارخوشگلو بلند.برگشتم سمتش
🔞
-اینجا چه خبره؟؟؟
اومدطرفم.اون اومدجلو من رفتم عقب.اون جلومن عقب.اون جلو من عقب.رسیدم به درخت دیگه نتونستم برم عقب ولی اون هنوزم اومدجلو
-نشنیدی؟؟پرسیدم اینجا چه خبره؟؟چرامنو اوردی اینجا؟؟؟
+شششش هیچی نگو
-واسه چی؟؟؟؟میگم......
ساکت شدم.خفه شدم.شکه شدم.هیچی نتونستم بگم.هیچکاری نتونستم انجام بدم

romangram.com | @romangram_com