#دنیای_عسلی_رنگ_من_پارت_134

-خیلی خوشحالم که میبینمت اتریسا جون
+بابا به وقتایی منو تحویل نگیریاا!
نگاش کردم سپیده بود.خیلی ناز شده بود.قیافش خیلی باحال شده بود.عییین بچه یتیمای سرچهارراه خخخ
-بیاببخم سفید جون
اومدجلو گرفتمش توی بغلم.دلم واسه سروکله زدن با سپیده هم تنگ میشه
+النازی؟
-جونم سفید!؟
+میشه این دم اخری اسم منو قشنگ صدابزنی ارزو به دل نمونم؟
خندیدم وگفتم-نه نمیشه توسفیدخودمی!
روشو برگردوندوگفت+اصن باهات قهرم
دستشو کشیدم-قهرنکن کوچولو شوخی کردم
+خجالت بکش الناز من دوسال ازتو بزرگ ترم
-باشه سپیده جونم
یه جیغ کشیدوگفت+اخخخخخ جووووون بالاخره گفتی

romangram.com | @romangram_com