#دنیای_عسلی_رنگ_من_پارت_132

اومدجلو گفت+النازجان بروتواتاق الان میام پیشت
-چشم
رفتم تواتاقی که گفته بود.روی صندلی نشستم.اومدوکارشو شروع کرد.خداروشکر خودش اومدبالای سرم.کارش حرف نداشت.اول صوتمودرست کرد بعد موهامو.اینه روپوشونده بودو منم هیچی نمیدیدم.بیخی بابا.وقتی کارش تموم شدگفت
+خووب لباست کوخوشگله؟؟
یهوو یادم اومدمن لباس ندارم.موقع خریدهرچی ازلباس پرسیدم ارتین گفت بعداا.بیاااا ینی ازین ضایع تر!هــــــــهه!چه عروسی بشم من.عروسی که لباس عروس نداشت.فک کن...
-اومممم راستشوبخواین.....
همون موقع دراتاق زده شد.وقتی دروبازمیکردی من تودید نبود.شیرین خانوم رفت وچندلحظه بعد بایه بسته تودستش برگشت
+خوب بیا اینم لباس عروس
-چـــــــــــــــــے؟؟؟؟؟؟؟😳😳😱
+لباس عروس گلم
میدونممم شیرین ای کیوو!میگم ازکجاا!یاخــــداااا!جلل خالق.عروسی که روزعروسیش لباس نداشتوازاسمان نازل شد.به حق چیزای ندیده!باکمک شیرین خانوم لباسو پوشیدم.لباسه فوق العاده بود.دکلته بودیه طرف بالاتنش طرح های خوشگلی داشت که روش پرنگین بود.دامنشم زیاد پف دارنبود ولی جاش دنباله کوتاهی داشت.واااای خدددایااا دستت طلا.قربونت برم من.چه لباسی هم فرستادی!!😍😍😍شیرین خانوم بعداز اینکه بندای پشت لباسومحکم کردپارچه روی اینه روبرداشت.چشاموبسته بودم.
+بازکن چشاتوعروس خانوم
اروم چشاموبازکردم.وااااای خدای من!چی میبینم!این واقعا منم؟دخترتوو معرکه ای!!موهامو شینیون بازوبسته بود.یه قسمتشو جمع کرده بود بالای سرم ویه تیکشو ریخته بود توصورتم.یه تاج فوق العاده شیک که خییلی نازبود هم گذاشته بود روی موهام.تاجش خییلی قشنگ بود.پرنگین بودو درخشش خاصی داشت👑.بقیه موهاموهم ریخته بودروی شونم.فر داده بود.صورتم.....ابروهام به خواست پهن برداشته شده بود.ابروی نازک زیادبه صورتم نمیومد.یه ارایش ملایمم داشتم.خوب بود زیاد جیـــغ وغلیظ نبود.رژگونمو جوری زده بود که گونمو برجسته نشون میداد.لبامو رژقـــــــرمـــــــز زده بود.البته نه زیادکه توچشم باشه.خوب بود بیخی.لباسم خیلی توتنم خوب بود.نه زیاد تنگ بود نه گشاد.فیت فیت.تورنسبتا بزرگی هم پشت سرم به موهام وصل بود.عاقا یه کلام میگم ختم کلام.فوق العاده ام.والســــــــــــــــــلام
اعتماد به نفسم توحلقم

romangram.com | @romangram_com