#دنیای_عسلی_رنگ_من_پارت_127
+قرص چی؟؟
واااای خدایااا الان من به این چی بگم؟؟روتخت دراز کشیدمومثل یه جنین.ارسام اخه برادرمن الان وقت خنگول بازی بود؟؟یهو ارسام بادو ازاتاق رفت بیرون.دیگه باگریه جیغم میزدم.هرکی ندونه فک میکنه دارم ۴قلوبه دنیا میارم وهمشون باهم هجوم اوردن بیرون.حالا این ارسامم خنگ بازیش این وسط گل کرده به جای اینکه کمکم کنه هی به این بچه هامیگه به تربیت خوشگلای دایی.ببین مامانتون گریه میکنه؟اروم ترهمدیگه روهل ندیدن.ووسط اون همه جیغ وگریه ازتشبیه خودم خندم گرفته بود.اخه ارسام توبااون همه دوست دختر یه ذره تجربه نداری؟؟اییی خاااک توسرت.ارسام اومدو بهم یه قرص داد.فقط خداکنه قرصو درست اورده باشه.
+چیز دیگه ای نمیخوای؟؟
با خجالت گفتم-نه نمیخوام
رفت بیرون.منم با امید بهبودی چشمامو گذاشتم روی هم وخوابم برد
****************
+النااااازپاشووو.....دیرشد
یه غلت زدم-ولم کن خوابم میاد
+باشه اگه دیر رسیدی سرکلاسو به امتحانم نرسیدی نگی نگفتیااا!
چــــــــــــــــــــــــــــے؟؟؟؟سریع بلندشدم.یکم فکر کردم.نه الان که کلاس ندارم!پس......روموکردم طرف صدا.سپیده بود.یه نیشخند مسخره هم رولباش بود.
-که پس امتحان داریم دیگه نه؟؟
+اره -واسه چی؟؟
+چی واسه چی؟
-چرابیدارم کردی؟
romangram.com | @romangram_com