#دختر شیطون_پارت_98

اروم بامن سلام کرد که جوابشو دادم. اومد و نشست کنار ارسام .
دوتا لیوان دستش بود. البته لیوان که نه دوتا جام دستش بود و یکیشم داد به ارسام.
وای نه .الان اینا میخوان چیکار کنن؟
به ارسام اروم گفتم :
- چیکار میکنی ؟؟
اومد چیزی بگه که اهنگ عوض شد و یه اهنگ ملایم گذاشتن .
ارسام جام و گذاشت رو میز و تو چشمام نگاه کرد و از فاصله خیلی نزدیک گفت :
- حوصلت سر رفته ؟
نمیدونستم چرا اینجوری میکنه
ولی خوب حتما دلیل داشت !
گفتم:
- اره . خیلی .
بلند شد و دست منم کشید
اخیششش پام درد گرفته بود .
دستمو کشید وسط سالن که همه دوتایی میر*ق*صیدن .
اروم دستشو کشیدم که مجبور شد بایسته ,سوالی نگام کرد .
- ارسام. من بلد نیستم تانگو بر*ق*صم .
با تعجب گفت :
- چی ؟؟؟ بلد نیستی ؟
سرمو انداختم پایینو گفتم :
- خب کسی نبوده که باهاش بر*ق*صم.
لبخند محوی زد.
دستموکشید و گفت :
- بیا خودم یادت میدم .
خیلی از رفتارش تعجب کرده بودم .چش شده بود ؟؟؟
بردم وسط و اومدم دستشو بگیرم که دو تا دستمو گذاشت رو شونه های پهنش و کمرمو گرفت .
مجبور شدم فاصله رو کم تر کنم . هماهنگ با اهنگ, تکونم میداد .
عین عروسک !! خوب بلد نبودم .
ولی خیلی مشکوک بود خدایی.
کم کم ریتمش اومد دستمو هماهنگ شدم باهاش.
همینجوری تکون میخوردیم که برای یه لحظه ازش جدا شدم و صورتشو نگاه کردم .دیدم خیره شده به یه جایی .کجا رو داشت نگاه میکرد ؟؟
چرخیدیم و منم از پشت کمرش به زور تونستم همون دختره رو ببینم که با حرص خیره شده بود به ما !!
خدای من . یعنی ارسام واسه دراوردن حرص این دختره با من ر*ق*صیده ؟واسه همین اینجوری چسبیده بهم ؟یهو احساس کردم دلم میخواد ارسامو خفه کنم .

@romangram_com