#دختر شیطون_پارت_83

خو چیکار کنم؟؟ میخواستم تلافی کنم.
اب دهنمو به زور قورت دادم و گفتم :
- چ...چیزه .. کتی جو..
- نمیان !
به معنای واقعی خفه شدم .
خشم اژدها !! اخه چرا نمیان ؟
شانس منه ؟ اصلا کجا موندن ؟
دوباره گفتم :
- تقصیر خودت بود . میخواستی نترسونیم .
پوزخندی زد و فاصلشو بازم کم کرد .
یا خدا ! تو حلقم بود داشت میرفت قشنگ .
گفت
- بهتره حواست به خودت باشه کوچولو .من تا یه حدی گنجایش نگهداری از بچه هارو دارم . اون روم بالا بیاد بد میشه ها....
پوزخند زدم . کثافت من بچه ام ؟؟
- اهو ! بپا تا باد نبردتت بابا بزرگ !
ما که همش اون روی سگتو دیدیم .
بزار اون روی بعدیتم ببینم که چیه !؟
دیگه قشنگ داشت دود میکرد .
داشتم قالب تهی میکردم ولی خب سرتق تر از این حرفا بودم .
یهو با تمام وجودش داد زد و مشتشو فرود اورد تو کمد پشت سرم !!
دقیقا کنار گوشم بود .
جیغ بلندی کشیدم که یهو صدای وحشتناک و عصبیش اومد
- نزار اون روم بیاد بالا نفس.نزار عملی نشونت بدم تو این خونه منم که دستور میدم نه کس دیگه ای .
هرکاریم دوست داشته باشم میکنم .حق نداری این بچه بازیاتو ادامه بدی افتاددددد ؟؟؟
بغض کردم و نتونستم چیزی بگم .
داشت بهم زور میگفت .
ولی من چیکار میتونستم بکنم ؟
کسیو داشتم پشتم باشه ؟؟
اشکام میخواستن بیان پایین .
ولی نمیزارم فک کنه ضعیفم .
با نفرت زل زدم تو چشماش و جفت دستامو گذاشتم روسینه ی سفتش و با تمام قدرتم هلش دادم .
بدونی که بتونم حرف بزنم.یا از خودم دفاع کنم از اتاق رفتم بیرون و درم محکم کوبیدم بهم .
لعنت به همتون . لعنت به هرچی مرده تو دنیا . از همتون متنفرم....

@romangram_com