#دختر شیطون_پارت_78
صداش اومد که گفت بیا تو .
درو باز کردم . نشسته بود جلوی میز کارش و تند تند تو کشو دنبال یه چیزی میگشت .
بازم خواستم فانتزی بزنم که مثلا چاقو رو میخواد پیدا کنه
ولی متاسفانه وجدانمون باز بعد چند روز یه تو سری دیگه مهمونمون کرد!
چی بگم والا .
خدا شفام بده فقط .
بی توجه بهش رفتم سمت ساکمو یه لباس آبی در اوردم که مثل سارافن بود و تا یکم بالای زانو بود .
رفتم تو حموم و عوضش کردم .
اوفیییششش . آزاد شدماااااا.
یکم کوتاه بود ولی خوب وللش بابا این ارسام تو این چیزا کلا بی بخاره خداروشکر .
در حموم رو باز کردم .
طبق حدسم اصلا ارسام نگامم نکرد !
بهتر ! از این نظر خوبه شانس بیارم فقط ..
هنوزم داشت دنبال یه چیزی میگشت .
گفتم :
- دنبال چی هستی ارسام ؟؟
دست از کارش کشید و کلافه نگام کرد
یکم سکوت بود .
ولی همچین یهو از جاش پرید که سکته زدم !!!
جنی شد !؟
تند رفت سمت سامسونتش و تند درشو باز کرد .
اینم یه چیزیش میشه هاا !
بیتوجه بهش از اتاق اومدم بیرون .
پس چرا اینا نیومدن !!!؟
کسل رفتم نشستم رو مبل .
همینجوری داشتم واس خودم گوسفندا رو میشمردم که صدای ارسام از پشتم اومد.
- حوصلت سر رفته ؟؟؟
مشکوک نگاش کردم . از کی تاحالا به فکر حوصله سر رفتن منه ؟؟ چشمامو ریز کردم و گفتم
- که چی !!!؟؟؟
شونه هاشو بالا انداخت و با لحن شیطونی که تا حالا ازش نشنیده بودم گفت :
- هیچی . گفتم شاید بخوای باهم فیلم نگاه کنیم .
- فیلم ؟؟؟
خدا این خیلی مشکوکه به جون خودم.
@romangram_com