#دختر شیطون_پارت_364

و با اخم به صفحش نگاه کرد .
بعدم قعطش کرد و بهم خیره
شد .
-- ارتابود .
سرمو تکون دادم .
-- بریم پیششون ؟
یه جور خاصی نگام کرد .
-- باشه . ولی قبلش یه چیزی
میخوام .
با کنجکاوی نگاش کردم ولی
با دیدن طرز نگاهش یه حدسایی
زدم و از خجالت سرمو انداختم
پایین .
پسره پرو اول کاری شروع
کرد !!
صدای خنده مردونش قلبمو
لرزوند .
این هنوز نمیدونه من جنبه ندارم !¿
-- دختر چرا سرخ و سفید میشی زود ؟
میخوام ب*غ*لت کنم منحرف .
چشم غره توپی که بهش رفتم خندشو
شدید تر کرد
تا خواستم چیزی بهش بگم
یه جای گرم اسیر شدم .
فقط چشمامو بستم و لبخند
عمیقی نشست رو ل*ب*م .
این همون ارزوی دیشبم قبل
خواب نبود !!؟؟
منو محکم به خودش فشار میداد
و سرشو توی موهام فرو میکرد .
حس ارامش عمیقی داشتم که
دلم نمیخواست تموم شه .
ولی خب وسط خیابون اصلا

@romangram_com