#دختر شیطون_پارت_245
به یک دریا بگم اروم
نمیدونی که خوبیهات
چه تاثیری گذاشته روم ....
ببین . بی وقفه تسلیمم به این احساس خوش اهنگ .
به این دلتنگی شیرین
نگاه مهربونیرم .
ببین .. اصلا حواسم نیست
به هیچی جز خیال تو
تموم عشق و احساسی که دارم باشه مال تو ...
ببین . اصلا حواسم نیست
به هیچی جز دل پاکت صدا کن اسممو تا من به یک دنیا بگم .
ساکت ....
(ساکت از شهاب تیام .)
کلی با اهنگش حال کردم . شهاب تیامو خیلی دوست داشتم .
چند تا اهنگ دیگم گوش دادم که مال همین شهاب تیام بود .
حدس زدم ارسامم دوست داره اهنگاشو .
حدودا دو ساعت فقط تو جاده بودیم تا بالاخره با علامت اقا ناصر یه جا نگه داشتیم واسه نهار !
زیاد گرسنم نبود . ولی پیاده شدیم تا دور هم بشینیم .
رستورانی که ایستاده بودن سنتی بودو باید مینشستیم روی تخت
همه برخلاف تصورم استقبال کردن و رو یه تخت خیلی بزرگ نشستیم .
منو ترلان و نازنین و نادیا کنار هم اقا ناصر و اقا مسعودم با ارسام و ارتا نشستن یه جا .
کتی جونم که با طنازجون و شبنم جون گل میگفتن و گل میشنفتن .
همه شاد بودن اصلا احساس غریبی نمیکردم . ترلانم مثل همیشه شاد و شیطون بود و باهم می خندیدیم
اینجوری که ترلان میگفت
یه خانواده دیگه هم تو ویلاشون هستن که مثل ارتا اینا دوستای خانوادگیمونن ولی خوب به نسبت دورم دارن باهم دیگه
میگفت ما همیشه دسته جمعی میریم شمال .
واقعا داشت بهم خوش میگذشت
چون ترلانم انگار یکم نسبت به ارتا بیتفاوت تر شده بود .
ولی ارتا اکثرا نگاهش به ترلان بود که دوسه بارم ترلان غافل گیرش کرد .
منم کلا تو نخشون بودم .
نهارمونو تو شوخی و خنده ی ارتا و اقا مسعود خوردیم .
کلا این دوتا مردو فقط بزاری واسه پیدا کردن سوژه خنده !
اینقدر میخندوندنمون که کسی نمیتونست غذا بخوره .
@romangram_com