#دختر_ماه_پارت_219


مایا:بچه ها آرزو کجاس پس...سوین و سامیار هم نیستن...اونا کجان؟؟

اره مایا راست میگفت ها اونا کجان...

_اره نیستن...نکنه بلایی سرشون اومده...

مت با عصبانیت گفت

مت:اسم اون عوضی رو نیارین

_کدوم عوضی؟؟؟سوین رو میگی؟!!!



مت:نه اون آرزو خائن..

پری:وا چرا خائن؟؟!!!

مت چیزی نگفت که ایندفعه مایا هم صداش در اومد...

مایا:مت بگو دیگه چرا خائن؟؟

مت نفس عمیقی کشید و بعد با صدای پر انرژی تری گفت..

مت:اون نوشیدنی هایی که هرشب آرزو بهمون میداد باعث میشد که مغز ما به فرمان های آرزو عمل کنه...اینطور که از سوین منتفر بشیم و طرف آرزو بریم که این اتفاق هم افتاد..هممون از اون نوشیدنی خوردیم فقط سامیار و سوین نخوردن که اوناهم لحظه آخر فهمیدیم که ناپدید شدن...فک میکنم کار آرزو باشه....

مغزم تحمل این حقیقت هارو نداشت..ینی آرزو دوست چندین سالمون اینکار رو باهامون کرده...وای اخه چرا...

romangram.com | @romangram_com